ابتدا؛  فرمایش حضرت آقا:

آن تحلیلی را که حالا باید جلوی انسان بیاورند، تماشا کند، بخواند، دقّت کند، تا به یک نتیجه‌ی عمقی برسد، این را امام همین‌طور نگاه که میکرد میفهمید؛ مرد پخته، مرد آگاه. شما نگاه کنید ببینید روی چه چیزهایی این مردِ حکیمِ پخته‌ی آگاه تکیه کرده، آنها اساسِ مسئله است، مسائل اساسی آنها است. اینها را نبایستی بتوانند تغییر بدهند؛ یک شکل مخالفت با نظام و مخالفت با انقلاب مخالفت با این چیزها است. اگر چنانچه در کارهای ما، در حرفهای ما، در جهت‌گیری‌ها و رویکردهای تبلیغی ما مخالفت با آن مبانی وجود داشته باشد ضدّیّت با انقلاب و ضدّیّت با نظام اسلامی و ضدّیّت با اسلام سیاسی‌ای است که تحقّق پیدا کرده.

بعد از دوران صدر اسلام، اوّلین باری است که اسلامِ صحیحِ نابِ متّکی به قرآن و حدیث در عالم واقع، دارد تحقّق پیدا میکند؛ حتّی در دورانهایی که مثلًا علما، محترم هم بودند، این‌جور نبوده. فرض کنیم در دوران صفویّه؛ خب علما، محترم بودند؛ محقّق‌کَرکی از شام پا میشود می‌آید در اصفهان یا در قزوین یا در کجا و شیخ‌الاسلام کلّ کشور هم میشود؛ پدر شیخ بهایی، خود شیخ بهایی، اینها همه کسانی هستند که جزو علمای بزرگ بودند، خیلی هم محترم بودند، امّا اینها حدّاکثر کاری که میکردند این بود که مثلاً فرض کنید که دستگاه قضاوت را برعهده بگیرند، آن‌هم تا جایی که منافات با برخی از تندروی‌های دستگاه حکومت و سلطنت نداشته باشد؛ وَالّا شاه‌عباس و شاه‌طهماسب و بقیّه‌ی سلاطین، کار خودشان را میکردند، حکومت اسلامی نبود، حکومت دینی نبود. اینکه منشأ و مبدأ احکام حکومتی کتاب و سنّت باشد، روایات ائمّه باشد، از صدر اسلام -یعنی حالا آن مقداری که صدر اسلام بوده، بعد از آن- تا امروز دیگر سابقه نداشته است. امروز در ایران اوّلین بار است که یک چنین حکومتی به‌وجود می‌آید. معنای اسلام سیاسی این است؛ اسلام سیاسی یعنی اسلامی که سیاست اداره‌ی جامعه را و مدیریّت جامعه را برعهده میگیرد؛ یعنی اسلام میشود مدیر جامعه. این بار اوّلی است که در اینجا اتّفاق افتاده است؛ این را میخواهند از بین ببرند، این را میخواهند نابود کنند؛ نابودکردنش هم به همین شکلی است که عرض کردم. ۱۳۹۴/۱۲/۲۵


دوم؛ یک تحلیل خودمانی:

به بهانه تلاقی شهادت امام علی علیه السلام و رحلت امام خمینی رحمۀ الله علیه، میخوایم این مسائل و حقایق رو باهم مرور کنیم:

مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام، پیاده‌کننده اسلام سیاسی بودند، -همان گونه‌ای که حضرت آقا توضیح دادند- و همین «اسلام گرایی واقعی» امام علی علیه السلام، باعث شهادت حضرت شد.

بعد از کمی تفکّر؛ می شود دین را دو نوع دید:

یک مدل، اسلامی که تنها در نماز خواندن و روزه گرفتن و قرآن خواندن‌های بی بصیرت و سطحی و مقلّدانه خلاصه شود، آن دین‌داری‌ای که امثال خلفا و بنی عباس و امویان در آن زمان، و در عصر ما آل سعود و آل خلیفه و هم عقیده‌هایشان اساسِ کار قرار داده‌اند. آن هم برای راحتی بیشترشان در انجام اعمال غیراسلامی و در عین حال، جلب اعتماد مردم؛  از سر واکردن آنان و سرانجام دورکردنشان از حقیقت دین و اسلام.

 و شکل دوم دین، آن اسلامی است که دارای تفکر سیاسی و حکومتی و سبک زندگی می‌باشد. 

اسلامِ دارای اهمیت و در معرضِ دشمنی‌های مستکبران در طول تاریخ، از ابتدا تا کنون؛ کدام مدلِ اسلام و دین بوده و هست؟

یقینا آن اسلامی که بخواهد جامعه‌ای بر پایه تفکرش ایجاد کند؛ تفکر و ایدئولوژی‌ای که در دوران خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام، حتی برخی مسلمین هم، نتوانستند آن را تحمل کنند و با امام مخالفت کردند. بعلاوه، منافقان و دشمنان دیگر، باخشم و کینه خود، تا سر حد شکافتن فرق امام معصوم، کشتار  و شکنجه پیروان ایشان و در اصل ستیز با اندیشه و مرام و سیاستش، پیش رفتند و وقایع تلخی چون کربلا و فخ را پدید آوردند. همین دینداری‌ها در ادامه؛ غیبت امام دوازدهم را، موجب شدند.

 امام خمینی رحمۀ الله علیه نیز، با انقلابی که بنیان گذاشت، در برهه‌ای از تاریخ، دوران صدر اسلام را زنده کرد و با طرح مسائل مهم و فراموش‌شده‌، و تبیین حقیقت اسلام، انواع دشمنی‌ها را برای خود و آرمانش خرید.

امام خمینی رحمۀ الله علیه، قرآن‌های خاک خورده در کنج خانه‌ها را احیاء، و تشیّع‌های"اشنا اثری" امثال محمدرضا پهلوی، و حکم‌فرمایی اندیشه مذهبی بلا استفاده اینان را، نابود کرد.

حالا تکلیف ما در این بین چیست؟! آیا می‌خواهیم شیعه امام علی علیه السلام و انقلابیِ آرمانِ امام خمینی رحمۀ الله علیه و به عبارتی منتظر راستین ظهور باشیم؟!

آمدن امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز، بستگی دارد به این که، ما تا چه حد اسلام گرا؛ آن هم مثل امام علی علیه السلام، باشیم؟ تا چه میزان معتقد به آن اندیشه‌های والای انسان‌سازِ جامعه‌سازِ اسلام بمانیم؟ و چقدر در مسیر تحقق بخشیدن به آن اعتقادات، در جامعه بشری و خصوصا میان امت اسلامی مایه از جان بگذاریم؟

امام علی علیه السلام که برترینِ انسان‌ها و بهترینِ الگوها در این مسیر هستند، یک مؤمن و انسان مسلمان راستین!

اما پیروی از راه و رسم شیعیان حقیقی ایشان، برای ما که عصمت نداریم، آسان‌تر و ملموس‌تر است. کسانی چون امام خمینی رحمۀ الله علیه. ایشان در این کسوت، برترین نمونه، در تمام طول تاریخ اسلام است.

با این حساب؛ شناخت راه و پیروی از طریقت الهی این بزرگان و امتحان پس دادگان؛ می‌شود تکلیف ما.

این دنباله‌روی، ما را موظفِ خدمت کردن به کشور اسلامی‌مان، امت اسلام و سایر انسان‌ها می‌کند.

اینگونه اطاعت و پیروی از سیره بندگان صالح خدا، همان عبادت و بندگی کردن اوست. می‌توانیم با همین نگاه نسبت به رسالت و هدفمان از زندگی؛ تمام روزهای عمرمان را، عبادت کنیم!


یا علی!

"دوستان عزیز! فیش‌های اسلام سیاسی را اینجا ببینید. سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آقا