از دعای آن حضرت علیه السلام است آنگاه که به دعا آغاز می‌کرد و نخست خدای عز‌ّوجلّ را می‌ستود و ثنا می‌گفت و عرضه می‌داشت:

1، ستایش خدایی را که اول است بی آن که پیش از او اولی باشد و آخر است بی آنکه پس از او آخری باشد.
2، او که دیده بینندگان از دیدارش فرو ماند، و اندیشه وصف‌کنندگان ستودنش نتواند.
3، آفریدگان را به قدرت خود آفرید، و به خواست خویش بر آنان جامه هستی پوشید.
4، آن‌گاه ایشان را به راهی که می‌خواست رهسپار کرد، و به جاده محبت خود روان گردانید. آفریدگان نتوانند از حدی که خدا برایشان مقرر ساخته است، قدمی پیش و پس بگذارند.
5، برای هر یک از آنان روزی‌ای معلوم و به اندازه قرار داده است؛ آن گونه که هیچ کس نتواند از آن کس که خدا فراوان به او داده، چیزی بکاهد، و به آن کس که اندک به او بخشیده، چیزی بیفزاید.