نیست خاموشی من از سر خرسندی، نیست
ورنه تا گوش فلک فاصله چندی نیست


وقت آن است که خون موج زند در دل خلق
صرف اوقات در این قوم زمان بندی نیست


گندمی آمد و حیثیت آدم را برد
آدمی لایق الطاف خداوندی نیست


از بخارا چه نیاز است که آلو برسد
یا در این شهر مگر آلوی پیوندی نیست؟


این چه وضعی است خدایا مگر این پیر و جوان
بین شان مسئله مادر و فرزندی نیست؟!


من اگر هزل نگفتم گله از من مکنید!
هی نگویید که تالّی و سمرقندی نیست!


هیچ کس نیست که برخیزد و کاری بکند
غیر یک چیز در این خلق توانمندی نیست!


"املت دسته دار، مجموعه شعر طنز ناصر فیص، انتشارات سوره مهر «وابسته به حوزه هنری»"

«استفاده از مطلب با ذکر منبع»